Eazy-E: Biography, Death Details and His Last Words…

111111111111111111

یک بیوگرافی کوتاه، بیماری Eazy-E تا مرگش و جزئیات اون، و در نهایت آخرین سخنان Eric Wright رو میتونین توی ادامه مطلب بخونین…

بیوگرافی کوتاه:

روز 26 مارس، سالگرد مرگ Eric Lynn Wright یا همون Eazy-E؛ رپر بزرگ گروه NWA بود. ایزی یکی ازرپرهایی بود که تونست خودشو بین بهترینای گنگستا رپ جا کنه. توی سال 64 به دنیا اومد و مثه تموم بچه های محله های فقیرنشین، با هزار اُمید و آرزو بزرگ شد. میخواست که گنده بشه، واسش مهم نبود که از چه راهی گنده میشه و یا چه کارایی باید انجام بده! هیپ هاپ هم یه راه خیلی خوب برای رسیدن به اون آرزوهایی که داشت. قبل ازاون، ایزی مواد میفروخت تا گذران زندگی کنه. در نهایت تونست از اون پول استفاده مفیدی بکنه و یه لیبل به اسم Ruthless Records زد. تا قبل از اومدن داکتر دری و آیس کیوب، لیبل خیلی پرسود نبود واسش. وقتی HBO(کمپانی که لیبل اونا یعنی Ruthless Records رو ساین کرده بود) ترک Boyz In Da Hood رو بهشون گفت که نمیخواد، اونا اومدن و NWA رو زدن و با اضافه کردن DJ Yella شروع کردن به ترویج سبکی که الان به عنوان گنگستا رپ میشناسیم. بعد از N.W.A. and The Posse اومدن MC Ren رو هم اضافه کردن و بعدشم آلبوم Straight Outta Compton؛ آلبومی که نه رادیو، نه مطبوعات و نه حتی MTV ازش حمایت نکردن. با F–k Tha Police هم یه نامه از پلیس دریافت کردن منیجرای Ruthless که توش گفته بودن که گروه باید مراقب کاراش باشه. البته خیلی از این تهدیدا با رفتن آیس کیوب (که پیکره اصلی گروه بود و خیلی از لیریکسا رو نوشته بود و بخاطر عدم تقسیم عادلانه سود رفت) کم شد؛ آیس کیوبی که آتیش قضیه رو با ترک No Vaseline بیشتر کرد. به هرحال، بعد از رفتن کیوب، گروه دو آلبوم دیگه جمع کردن؛ 100 Miles and Runnin و Efil4zaggin که این بار به جای کیوب، ایزی خودش سُکان رو دست گرفت. همه چی خوب بود تا اینکه داکتر دری فکر رفتن از گروه به سرش زد که بعد از این اتفاق، دری و ایزی به جون هم افتادن که نتیجش هم رکوردی مثه It’s On (Dr. Dre) 187um Killa بود که توی اون، ایزی داره مرگ دری رو به تصویر میکشه! ایزی یه سولو آرتیست قوی هم بود به طوریکه Eazy Duz It اتفاقا توی Cali ترکوند، گرچه هیچوقت نتونست موفقیت هایی که با NWA بدست آورده بود روتکرار کنه. قضایا ادامه داشتن تا اینکه تو 1995 اعلام شد که ایزی ایدز داره و سرانجام توی 26 مارس بر اثر همین ایدز جونشو از دست داد. تا یادم نرفته لازمه بگم که قبل از مرگش رابطشوهم با کیوب و هم با داکتر دری بهتر کرد و حتی میخواستن دوباره با هم کار کنن که عجل اجازه نداد.

111111111111111111

بیماری تا مرگ:

توی روزای آخر عمرش (15 مارس) و وقتی که توی بستر بود، نزدیک ترین رفقاش، آخرین همسرش یعنی Tomica Woods اومدن (6 تا زن داشته :|)  و بالا سرش بودن… دو تا برادر دوقولو که بادیگارد هاش بودن میگن که حتی نمیتونسته حرف بزنه. بِش گفتن که دوسِت داریم و فلان ولی اون هیچ عکس العملی نشون نداده. ازش خواستن که اگه صداشونو میشنوه، دستشونو فشار بده که گویا اینکارو میکنه! حتی صمیمی ترین رفیق دوران بچگیش یعنی Mark Rucker میاد حلقه ازدواج خودشو بِش میده و میندازه دسته ایزی؛ بِش میگه هر وقت خوب شدی بِم پَسِش بده که متاسفانه به دلیل ضعیف شدن سیستم دفاعی بدنش دیگه نمیتونه از اون بستر بلند بشه و کمی بعد میمیره؛ اینجوری که حدوداً یه هفته بعد به طور کامل هوشیاریشو از دست میده و تو تاریخ 26 مارس جان به جان آفرین تسلیم میکنه.

اما با هم یه گُریزی بزنیم به اتفاقاتی که افتاد توی این حادثه ناگوار و سال 1995: وقتی که اعلام رسمی میشه که ایزی ایدز داره، کلاً همه شوکه میشن. توی مصاحبه میگه که میخواد بعد از این مشکلی که برا خودش بوجود اومده، به تمامی طرفدارا و دوستانش بگه که مراقب خودشون باشن تا همچین مشکلی براشون پیش نیاد. همچنین اضافه میکنه که کسی مقصر نیس و خودش باید مراقب میبوده.

بعد از این اتفاق Snoop Dogg میاد میزنگه به رفیقش و میگه که براش دعا میکنه. حتی Ice Cube هم میزنگه (علی رغم مشکللاتی که داشت با اعضای NWA) و میگه که همین چند وقت قبلش همدیگه رو تو نیویورک دیدن و با هم در مورد اختلاف نظراشون بحث کردن و کُلی هم شوخی کردن با همدیگه و در مورد اینکه چطوری دوباره NWA رو Reunion کنن با هم حرفیدن. همچنین کیوب میگه که منتظر یه تماس بوده که بگن حال عمومی اِریک خوب هس تا بیاد بش سر بزنه و بِش بگه هنوزم همون رفیق قدیمیش هست. حتی Dre هم میاد میبینش. مسئولان بیمارستان گفتن که هزاران تلفن شده به بیمارستان که حال ایزی رو بپرسن. البته بعضی از معشوقه های قبلی اِریک هم گویا زنگ میزنن و میگن که خوبِش شده اَصَن!!! از طرفی تو ویرجینیا DJ Quick میاد میگه که اِریک 2 ساله که میدونه ایدز داره ولی نخواسته رسانه ای کنه قضیه رو که به سرعت این قضیه تکذیب شد؛ یکی از کارمندای Ruthless طی مصاحبه ای اعلام کرد که 1.5 سال پیش اِریک تست داده بوده که نتیجش منفی بوده. بعد از این خبر شایعات زیادی بین مردم شنیده می شد؛ بعضیا میگفتن که همجنس باز بوده، بعضیا میگفتن که هروئین مصرف میکرده و از اون طریق ایدز گرفته و … .

یکی از کم لطفی های بزرگی که در حق اِریک شد، جفایی بود که رسانه ها در حقش کردن؛ ایزی اولین کسی نبود که در اثر ابتلا به ایدز میمُرد ولی رسانه ها خیلی کم اهمیت جلوه دادن این قضیه رو. MTV که چند وقت قبلش خودشو جِر داده بود برای خودکشی Kurt Cobain، اصلاً انگار نه انگار که اتفاقی برای اِریک افتاده. بقیه رسانه ها هم همینطور بودن نه فقط MTV! جالب اینجا بود که قبل از مرگش، خیلی کارا داشت میکرد؛ آلبوم Bone Thugz N Harmony رو اگزِکیوتیو پرودوسرش بود و نزدیک 70 تا ترک ریکورد کرده بود که میخواست به عنوان یه کالکشِن بیرون بده وکلی فیچرینگ داشت، حتی فیچرینگایی مثل Slash (از بند گانز اند رُزِز) توشون بود!! مثلاً یکی از صمیمی ترین رفیقاش یعنی Jerry Heller (که یه زمانی هم منیجر Ruthless Records بود) گفته بود که اِریک اصن نمیخوابه!!! چون فک میکنه اگه بخوابه ممکنه یه چیزایی رو از دست بده، نگران بوده که ملت مراقبِش هستن چهار چشمی که دست از پا خطا نکنه!

Rhythme D (یکی از پرودوسرای ایزی) گفته بود که اِریک واقعاً مثه یه گنگستا زندگی میکرد. هر وقت میدیدش یه زنی پیشش بوده! جالب اینجاس که همه زیداش هم میدونستن که به جز اونا با بقیه هم رابطه داره! حتی یکی از زن هاش (که یه پسر و دختر داره از ایزی) وقتی که میارنش تا ازش تست HIV بگیرن که ببینن از اون گرفته با نه، میگه که اِریک انقد سرش شلوغ بوده که نمیتونسته بیاد به بچه هاش سر بزنه؛ گرچه پول و هزینه هاشونو به عهده میگرفته! ولی وقتی که ایدز میگیره میخواد بیاد تا دخترشو ببره بیرون و یه کم وقت باش بگذرونه که عزرائیل اَمونِش نمیده!

مرگش خیلی عجیب بوده؛ مثلاً Steffon (یکی از اِم-سی هایی که ایزی تو Ruthless Records ساینِش کرد) میگه که یه هفته قبل از اینکه تو بیمارستان بستری شه، رفته پیشش و میگه که ایزی همون ایزیِ سابق بوده! نشستن با هم گفتن و خندیدن و وید کشیدن و در مورد کاراشون حرفیدن. البته یکی از بادی گارداش گفته بود که تو اواسط ژانویه یه کم مشکل تنفسی داشته ولی نرفته بود دکتر تا ببینش. حتی Mark Rucker (همون رفیق قدیمیش) میگه که از بچگی هم “برونشیتس” داشته. پس میشه اینطوری برداشت کرد که شاید مسأله جدیدی نبوده! مشکل تنفسیش به حدی وخیم میشه که Mark Rucker به اتفاق Jacob T. توی 16 فوریه میبرنش تو اورژانس بیمارستان میخوابوننش. Mark Rucker میگه که به اصرار اون ایزی راضی شده که به بیمارستان بره وگرنه خیال نداشته بره. بعد از بستری شدنش تو 19 فوریه از بیمارستان مرخص میشه. بعد از مرخص شدنش همه فک میکردن که این مشکل به دلیل آسمی هستش که از اون برونشیتسِ به جا مونده. Jacob T. میگه چند روز بعدش میره پیش اِریک و شب رو پیشِش، توی خونش خوابید؛ میگه که کل شب رو به سختی نفس میکشیده! وقتی میبینن اوضاع خیطه، روز بعدش با دکترش حرف میزنن و بالاخره روز 24 فوریه توی بیمارستان بستری میشه دوباره تا بِش آنتی بیوتیک بدن تا عفونت و وَرَمِ شُش هاش بخوابه! Charms Henry (یکی از دستیارای سابقش و از صمیمی ترین رفیقاش) میگه که وقتی دوباره تو بیمارستان بستری شده، یه کم روحیه شو از دست داده بود. ولی خب نه جراحتی داشت و نه مشکلی که بخواد مربوط به ایدز باشه!

مامانش وقتی میاد عیادتش، واسش غذای مامان پَز میاره و با میوه و مُخَلفات! اطرافیانش میگن حتی حضور مامانش هم نتونست از فکر خارجش کنه. میگن رادیو پیشش بوده ولی دوس نداشته رایدو رو روشن کنه و اخباری که در مورد خودش احتمالاً بوده رو بشنوه. میگن فقط تلویزیون میدیده تا سرگرم بشه. Charms Henry میگه که اون و یکی از دوست دختراش تو بیمارستان سعی کردن که از رو تخت بلندش کنن تا ببرنش یه قدمی بزنه و حال وهوایی عوض کنه. Henry میگه حتی نمیتونسته زیاد قدم بزنه چون نمیتونسته خوب تنفس کنه. همین باعث میشه که روحیه اش دوباره خراب بشه. Henry میگه که سعی میکرده که ژانگولر براش بازی کنه تا یه کم بخنده بلکه سر حال بیاد ولی مُدام حالش دوباره گرفته میشده.به Henry میگفته که نامردیه چون نمیخواد انقد زود بمیره. ایزی بش گفته که اگه از این وضعیت خلاص بشه و دوباره بتونه بره بیرون، واسش مهم نیس که مردم چی در بارش میگن! حاضر بوده که همه چیشو ازش بگیرن ولی نمیره.

روز 1 مارس بود که مبتلا به ایدز میشه. توی بیمارستان زَنش (با اینکه چند سال با هم بودن و یه بچه هم داشتن، هنوز زنش نبود… جلوتر میبینیم که کِی زنش میشه) برای از وقتی که بستری شده بود، دعا میکرد. اِریک هم خیلی نگران Tomica بود. به Henry و Jacob T. گفته بود که : «Tomica میدونه که دارم بخاطر ایدز میمیرم؟؟». فردای اون روز یعنی 15 مارس ایزی رو میبرن که عمل کنن که عفونت رو از شُش هاش خارج کنن ولی خب خطر این هم وجود داشت که اِریک نتونه سالم از عمل بیرون بیاد!! توی همین کِش و قوس ها بود که با Tomica ازدواج کرد! البته بعداً از Tomica و دخترش تِست گرفتن و آزمایش HIV شون منفی اعلام شد. البته این کافی نبود چون ایدز ممکنه که مدت ها مخفی بمونه. بالاخره ساعت 9:30 شب 14 مارس اِریک و Tomica ازدواج میکنن در حالی که ایزی توانایی ایستادن هم نداشت حتی!! پدر، مادر، خواهر و برادر ایزی هم به عنوان شاهد توی اونجا حضور داشتن. همون شب زنگ زدن به وکلیش یعنی Ron Sweeney و آوردنش بیمارستان تا Tomica رو به عنوان موکل تام الختیار تمامی اموالش معرفی کنه.

اون عملی که قرار بود انجام بشه، کنسل شد! Jacob دلیلی اینکه عملش نکردن رو اینجوری عنوان کرد که شرایط جسمانیش خیلی ضعیفتر از اونی بوده که بخوان روش جراحی کنن و عفونت رو از ریه هاش خارج کنن. وضعیتش خیلی بد شده بود و بُردنش تو قسمت مراقبت های ویژه. سعی کردن که احیاش کنن ولی چون توی شرایط بحرانی بود نتیجه نداد! روز 24 مارس، دو روز قبل از اینکه بمیره، Henry گفته که رفته پیشش و باش حرف زده ولی ایزی جوابش رو نداده. البته هِنری میگه که اولین بار بود که بعد از مدتها میدیدم که ایزی انقد آروم و راحته. انگار خواب بوده (ایزی که هیچوقت نمیخوابید)!!

کمتر از 24 ساعت بعد از مرگ ایزی، دعوا سر اموال و املاکش شروع میشه! Mike Klein؛ مدیر بخش اداری Ruthless Records، میاد 5 میلیون دلار از Tomica و Sweeney طلب میکنه به دلیل اینکه اونا ادعای دروغی داشتن که صاحب Ruthless هستن. حتی تو 27 مارس Mike Klein میگه طبق قراردادی که با ایزی تو سال 1992 داشته، 50 درصد کمپانی ماله اونه. البته مایک کلِین Sweeney رو تو 24 مارس از کار اخراج کرده بود ولی وقتی 27 مارس اومد بره داخل کمپانی، 10 نفر از گاردای حفاظتی میان و مانع ورودش به کمپانی میشن. مایک میره شکایت میکنه و دادگاه هم میاد در کمپانی رو پلمپ میکنه تا بعد از مشاجرات و حل مشکل، رفع پلمپ کنه. توی این حین، Mike Klein تو یه مصاحبه که با VIBE داشته میگه که وقتی از ایزی پرسیده، ایزی گفته که اصلاً علاقه ای به ازدواج با Tomica نداره و هرچی توی اون شب اتفاق افتاده، سوری بوده و به دلیل اینکه توی شرایط جسمی مناسبی نبوده، اونو مجبور به این کار کردن و هیشکدوم از وکالت نامه هایی که اونا به دادگاه ارائه دادن، ارزش قانونی ندارن. البته Tomica  و وکیل Sweeney از جواب به این تهمت، تفره میرن. توی این گیر و واگیر، یکی دیگه از زن های ایزی (که یه دختر هم داره از ایزی) میاد وسط!! Tracy Jernagin که صاحب یکی از کمپانی های تولید موزیک هم بوده، میاد و میگه که نمیخوام مثه فاحشه ها بیام و طلب پول کنم ولی خب بچه ام نیاز به حمایت مالی داره و درخواست میکنم که از اموال ایزی، به بچه منم بدن تا بتونم بزرگش کنم. و البته این داستان تا مدت ها ادامه داشت…

اما چیزی که واضح و مُبَرهَنه اینه که جدا از ثروت ایزی (که چیزی حدود 35 میلیون دلار تخمین زده شده بود)، ایزی لیاقت اینو داره که به خاطر خیلی چیزا ازش تقدیر بشه؛ به خاطر پیشگام بودن توی تولید خشن ترین موزیکای خیابونی که توی تاریخ، بخاطر باز کردن چشم مردم که ببین چه اتفاقات وحشتناکی توی تاگ ها داره اتفاق میفته، به خاطر اینکه یکی از موفق ترین مدیران کمپانی های زمان خودش و درنهایت، به خاطر اینکه از اولین کسایی بود که وجودِ اینو داشت که به پلیسا بگه “فاک دا پلیس” توی موزیکاش! این آخری شاید مهمترینش باشه.

Eazy-E؛ کسی که کل زندگیش رو توی خیابونا گذروند،کسی که به نظر شکست ناپذیر بود ولی بالاخره یکی اونو شکست داد؛ ایدز! توی ترک Straight Outta Compton ایزی میگه: «وقتی به سمت میخوان شلیک کنن، جوری دَر میرم که اونا فقط بتونن گرد و خاکی کردم رو ببین. حالا به نظرتون اون B-tchـی که تیر خورد چی میشه؟ فک میکنی برام مهمه؟ نخیر داداچ! من مثه شما لیسِر نیستم. این یه اتوبیوگرافی از منه، پس هیچوقت سعی نکن که بام دَر بیفتی چون خیلی زود میام بالا سرت». DJ Yella، از اعضای گروه NWA، بعد از مرگ ایزی گفت که ملت بعد از اینکه ایزی رو تو خیابون با اون ايبيهت میدیدن و بعد فهمیدن که حتی اون هم از پا دراومد، پیش خودشون فک کردن که شاید مرگ خیلی به اونا نزدیک تر شده.

111111111111111111

آخرین سخنان Eazy-E قبل از مرگ:

این پایین آخرین حرفای ایزی هستش که به نزدیکترین دوستاش گفته ولی خب با سانسور، چون توسط وکلیش توی کنفرانس مطبوعاتی خونده شد:

«من اصلاً شبیه اون کسایی نیستم که شما بخواید ازشون نصیحت بشنوید ولی الان وقت گفتن یه سری چیزا به شماهاس؛ چون یه سری از شماها کسایی بودید که نگرانم بودید. همه چیزو میدونم. من کسی بودم که تو خیابونای کامپتِن کارای بزرگی میکردم که هیشکی اهمیتی بهشون نمیداد ولی خب نتیجشونو گرفتم. بعد از اون اومدیم در مورد چیزای رپ کردیم که FBI و پلیس لُس آنجلس شوکه شدن. ولی ما زمان خوبی رو برای زدن این حرفا انتخاب کرده بودیم چون بعد از اون، سراسر آمریکا دیدشون نسبت به کسایی که تو خیابونا بودن عوض شد و بیشتر بهشون اهمیت میدادن و مطمئن باشید که به زودی خشم ماها دامَنِ اون کسایی که از این حرفا عصبانی شده بودن، رو خواهد گرفت. البته که به جز این دستاوردای معنوی، این کارا دستاوردای مادی زیادی هم برای شخص من داشتن؛ از ماشینای گرون قیمت تا زن های زیبا و یه زندگی عالی! مثه یه هیجانِ تموم نشدنی بود. من آدم مذهبی نیستم، حالا بد باشم یا خوب، خودمم. اینا رو نمیگم که شماها فک کنین که من توی زندگیم همش دنبال یه بالِش نرم بودم تا روش لَم بدم. نه! اینا رو میگم چون احساس میکنم که هزاران هزار طرفدار جوون دارم که باید از عاقبت من درس بگیرن چه اتفاقاتی واسم افتاد و چطور ایدز گرفتم. مثه خیلیای دیگه که قبل از من این مشکل رو داشتن، منم میخوام از این موقعیت سخت خودم استفاده کنم تا به شما، دوستاتون و خونوادتون کمک کنم چون من ازتون میخوام که همیشه مراقب خودتون باشید، قبل از اینکه دیر بشه. من نمیخوام کسی رو به خاطر این مشکلم سرزنش کنم و قرار باشه کسی رو سرزنش کنم، اون خودمم. من تو این یه هفته آخر که فهمیدم ایدز دارم، خیلی چیزا رو یاد گرفتم ولی خب متأسفانه این هیچی رو عوض نمیکنه. میدونم که این اتفاق خیلی رو تحت تأثیر قرار داد. من و Tomica چهار ساله که با هم بودیم و همین چند روز پیش هم ازدواج کردیم. اون خیلی خوب و مهربونه و یه مادر فداکارم هست. ما به پسر یه ساله هم داریم. قبل از Tomica، من زن های دیگه ای هم داشتم. من هفت تا بچه شش تا زن دارم! شاید شهرت و موفقیت هام خیلی بِم ساخته بود!! نمیدونم! تنها چیزی که میدونم اینه که تمام بچه هامو دوس دارم وهمیشه به همشون اهمیت دادم. الان من دارم بزرگترین مبارزه زندگیمو میکنم که اصلاً ساده نیس ولی میخوام به تمامی کسایی که این مدت همراه من بودم بگم که خیلی دوسِشون دارم و ازشون به خاطر تمامیِ حمایتاشون تشکر کنم. فقط یه چیزی یادتون نره: این زمانی که داره میگذره، از زندگی واقعیتون هست، پس جدی بگیریدش.»

 


امیدوارم که مورد توجهتون قرار گرفته باشه…

It\\'s only fair to share...Share on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedInPin on PinterestShare on TumblrPrint this pageEmail this to someone

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *