Dr.Dre’s Biography Translation (From Birth Till Now)

photo_2018-02-27_00-53-09

با ترجمه ی بیوگرافی یکی از بزرگترین پرودوسر/رپر های هیپ هاپ در خدمتتون هستیم. میتونین این بیوگرافی رو در ادامه ی مطلب بخونید.

Straight Outta Compton

جنوب لوس آنجلس در خطر زیاد و به قولی در آتش بود وقتی در سال 1965 Dr.Dre به دنیا اومد. در اون زمان ایالات متحده وسط درگیری حقوق شهروندی بود. مارتین لوثر کینگ جونیر در میان عده ی زیادی در ارتباط با تظاهرات غیر خشونت آمیز صحبت کرده بود. مردم به صورت دسته ی جمع شده بودن و در قرارگاه هایی مینشستن و اعتراضاتشون رو انجام میدادن بدون هیچ خشونتی. اونا تحریمایی اعلام کردن تا علیه قوانین تبعیض های نژادی مبارزه کنن ولی در آخر با خشونت مواجه شدن.

یه محله در جنوب لوس آنجلس بود به نام Watts، تا نزدیکی تخریب رفت. در اون زمان شورش هایی به خیابون ها کشیده شد. ساکنین سیاه پوست از خشونت پلیس علیه اونا به خاطر رنگ پوستشون خسته شده بودن و مایل نبودن دیگه به این وضعیت ادامه بدن. در سال 1965 اونا بسیاری از مکان های شهر رو غارت کردن و یا آتیش زدن اونم برای 6 روز. پلیس شهر دیگه نمیتونست کاری کنه برای همین گارد ملی برای کمک اعزام شده بود.

محله هایی مانند Watts و Compton در دهه 40 میلادی بسیار متفاوت بود با دهه 60. این موضوع ها در زمان جنگ جهانی بوده. زمان جنگ کارخونه ها ساعات اضافی رو کار میکردن. همچنین این بازه در جنوب لوس آنجلس شامل کسب و کاری که تحت نظر سیاه پوست ها بود و همچنین کلوب های جَز میشد. بسیاری از سیاه پوستای اون موقع کار هایی داشتن که درآمد خوبی داشت.

ولی بعد از جنگ این شغل کمرنگ شدن به طوری که تا نزدیکی ازبین رفتن هم رفتن. جامعه ی سیاه پوست ها آسیب دید. جنوب لوس آنجلس داشت تبدیل به جایی میشد که مملو از جرم و جنایت میشد، همچنین تنش هایی که پلیس های سفید پوست ایجاد میکردن اوضاع رو بدتر میکرد. تا میانه های دهه ی 70، جنوب لوس آنجلس به نزدیکی نابودی رفته بود. این جامعه کم کم داشت به فقیری رو میاورد و مدارس افتضاح میشدن و میزان جرم و گروه های خلافکاری بیشتر از پیش میشد.

کلمه ی Dre خلاصه شده ی Andre اسم اول (نام کامل داکتر دری Andre Romelle Young هست) که متولد 18 فوریه 1965 هست. مادرش (وِرنا) وقتی اون رو بدنیا آورد فقط 16 سال داشت و پدرش (تئودور یانگ) 17 سال. این زوج وقتی فهمیدن بچه ای در کاره با هم ازدواج کردن. مراسمشون در  هال خانه ی پدری وِرنا بود و سال بعد از بدنیا اومدن دری برادرش Jerome بدنیا اومد.

هم تئودور و هم ورنا آرزوشون این بود که روزی خواننده شن. توی خونه همیشه صدا موزیک بود. تئودور توی یه گروه محلی R&B بوده تحت نام The Romelles. در واقع نام وسط(Middle Name) داکتر دری از همین گروه هست ولی بر عکس پدر دری، مادرش آرزوی خواننده شدنشو کنار گذاشت تا بچه هاش رو بزرگ کنه. والدینش شغل های نیمه وقت داشتن تا بتونن خرج و مخارج رو در بیارن.

یه روز ورنا متوجه میشه که دماغ جروم داره خون میاد، با عجله سعی در رسوندن بچه به بیمارستان داره ولی دیگه کار از کار گذشته بود و Jerome اِ خردسال در حین راه فوت میکنه. دکترا به ورنا گفتن که بچه به بیماری سینه پهلو دچار بوده. خانواده بعد از فوت بچشون داغون شده بود و نا امید بودن که این موضوع باعث ایجاد شکاف بین خانواده یانگ شد. ورنا و تئودور بعد از مدتی از هم جدا شدن (سال 1968) و به صورت رسمی در سال 1972 طلاق گرفتن.

ورنا تبدیل به یه زن مطلقه و مادر مجرد شده بود و در کارخونه هواپیما فعالیت داشت و برای درآمد بیشتر خیاطی لباس برای بچه ها میکرد. بعد از مدتی ورنا دوباره ازدواج کرد. نام شوهر دومش Curtis Crayson بود و از اون دو تا بچه داشت با نام های Tyree و Shameka ولی این ازدواج هم نا فرجام بود. ورنا با دیگر ازدواج کرد و این بار با Warren Griffin Jr. که حاصلش پسری به نام Waren Grifiin III شد که برادر خوانده ی Dre شد که بعد ها مثل دری به رپ رو آورد. امروزه ما اون رو با نام Warren G که یکی از بزرگای این عرصه هست میشناسیم. ورنا سعی داشت که این خانواده ی بزرگ رو کنار هم نگه داره ولی با مشکلاتی روبرو میشد. ورنا توی روابطش با اذیت های زیادی روبرو شد و برای سر پوش گذاشتن روی مشکلاتش به الکل رو آورد.

اگه زندگی دری توی خونه سخت بود، وضعیت کوچه و خیابون از اون بهتر نبود. وقتی دری دوران نوجوونی و راهنمایی رو میگذروند، گروه های خلافکاری خیابون هارو اداره میکردن.  The Crips و The Bloods بزرگترین گروه های خلافکاری اون دوره بودن. اون ها هم مواد میفروختن و هم جنگ راه مینداختن و کل جنوب لوس آنجلس رو به تیکه هایی به عنوان قلمرو تقسیم کرده بودن. اینطوری بود که اگه کسی وارد محله ی اشتباهی میشد یا باید میکشت یا کشته میشد و در واقع جونش دست خودش نبود.

ورنا نگران این موضوع بود که مدارس دولتی و عمومی امن نیستن. اون میخواست که بچه هاش رو از قلدر ها و این گروه ها به حزر داشته باشه. Dre و Tyree چندین مدرسه عوض کردن. حتی ورنا اونا رو به مدارس امن تری در حومه ی شهر هم برد. دری باهوش بود ولی اصلا اهمیتی به درس و مشق نمیداد و علایقش بیشتر به دخترا و موزیک بود.

دوران دبیرستان هم دری مدرسش رو عوض کرد. مادرش فکر میکرد که اگه فضای مدرسه عوض شه شاید برای ایجاد انگیزه تو درس خوندن کمک کنه. ولی دری اون مدرسه رو ترک کرد، اصلا چیزی تغییر نکرد و به زحمت سر کلاس ها حاضر میشد.

وقتی 17 سال سن داشت، دری فهمید که دوست دختر اون موقعش بارداره. حسی که داشته اینجوری بود که داره دوباره اشتباهات پدر و مادرش رو تکرار میکنه. دری میدونست که آیندش بستگی به خوب بودنش توی مدرسه و آموزشش هست ولی دیگه دیر شده بود. سال های زیادی رو سعی کرده بود که نره و نمراتش انقدری خوب نبود که مدسه ای اون رو قبول کنه. در نهایت مدسه ی بزرگسالان اون رو قبول کرد و در اونجا برای تهیه و پخش برنامه های رادیو رفت. کسل و بدون انگیزه بالاخره دری از این مدرسه هم بیرون زد و فهمید که این جور چیزا برای اون نیست.

بچه ای تو راه بود و دری حتی دیپلمشو نگرفته بود. چیزی جز نا امیدی و شکست رو نمیدید. برای همین به سمت موزیک رفت و تمام وظایفش رو بیخیال شد.

Is there a Doctor in the house?

آرزوی ورنا برای اینکه روزی روی استیج بخونه شاید دیگه مرده بود ولی عشقش به موزیک نه. سیل عظیمی از رکورد های موزیک رو داشت که دری اون ها رو گوش میداد طبیعتا. وقتی تقریبا 4 سالش بود، برای مادرش دی جی شده بود و وقتی دوستای مادرش میومدن، مادرش براش چند تا رکورد رو آماده میکرد تا دری اون ها رو دی جی کنه. دری با عشق به موزیک Soul بزرگ شد و همچنین Funk. واسه ساعات طولانی اون توی اتاقش مینشست و به افراد و بند های مختلفی مثل جیمز براون، Sly & The Family Stone، ولی گروه مورد علاقش Parliament-Funkadelic هست با سرگروهی George Clinton

این گروه، گروه خیلی خاصی بود. قیافشون مثل شخصیت های کارتون بود که از یه سیاره ی دیگه اومده بودن و سبکی رو اجرا میکردن که بهش P-Funk میگفتن که ترکیبی از موزیک Soul و Acid Rock اِ Jimmy Hendrix . این گروه باعث شدن که مردم به رقص و پارتی برن و لایو رفتنشون تجربه ای بوده که هیچوقت از ذهن مردم پاک نمیشه و همین ویژگی های عجیب این گروه بوده که دری رو به سمتشون جذب کرد چون از دید دری این گروه از تمامی گروه های دیگه جدا بودن.

ورنا (مادر دری) با شور و اشتیاقی که دری به موزیک داشت یادِ خودش میفتاد. وقتی دری یه نوجوون بوده حوالی کریسمس براش یه دستگاه میکسر میخره که دری رو خیلی خوشحال میکنه. دری تمام وقتشو برای میکس کردن ترک ها استفاده میکرد. حتی پیش میومد که وقتی هدفون تو گوشش بود خوابش میبرد. در همون اوایل کار های سمپلینگ رو انجام میداد، بیت های ترک های مورد علاقش رو میگرفت و باهاشون بازی میکرد. با کم و زیاد کردن سرعت بیت ها دری یاد گرفت که چجوری از یه موزیک به یه موزیک دیگه بره.

بعد از یه مدت نه چندان زیاد دری به مهمونی های محلشون میرفت تا آهنگ ها رو میکس کنه و در واقع دی جی شون باشه. این ضرب المثل هست که وقتی دری بسته میشه، پنجره ای به جاش باز میشه. دری در رو روی درس و مدرسه بست ولی وقتی پنجره باز شد به سمت موزیک رفت و حرفش رو گوش کرد.

اما چجوریه که دری از مجلس گرم کن به اینی که الان هست تبدیل شده؟

دری همیشه به کلوپ های نزدیک محله میرفت تا گوش بده که دی جی های این کلوپ ها چجوری دیسک های موزیک رو میچرخونن و به قولی موزیک رو اجرا میکنن. اون گاهی کل شب رو توی کلوپ میموند تا چیزی دستگیرش شه. و یاد گرفت که چجوری دی جی به مردمی که دارن میرقصن حال میده و به قولی موقعِ رقص جونی دوباره میده با انتخاب و دی جی کردن ترک های درست. دری بالاخره این جرات رو پیدا کرد توی همین کلوپ ها دی جی ای کنه و فرصتی رو پیدا کرد تا برای Eve’s After Dark دی جی باشه. اون خودش رو Dr.Dre نامید بخاطر علاقش به بازیکن بسکتبال Julius Erving که با نام مستعار Dr.J شناخته شده هست. اون حتی یه کت سفید با یه گوشی ضربان سنج میپوشید تا به این اسم قوت بده.

توی مصاحبه ها میشه خوند که دری چقدر از اینکه میتونست مردم رو برقصونه خوشحال میشد و راضیش میکرد. دوست داشت که ترک درست رو در زمان درست بکار ببره. حسی معرکه براش بود. بعد ها قابلیت های فردیش بهتر شدن و محبوبیتش به عنوان یه دی جی بیشتر شد.

Alonzo “Lonzo” Williams، صاحب کلوپ Eve’s After Dark بود. اون متوجه قابلیت ها و استعداد دری توی دی جی کردن شد. برای همین از دری برای عضو شدن توی گروهش که از دی جی ها تشکیل شده، با نام The World Class Wreckin’ Crew دعوت کرد. لانزو همچنین از DJ Yella و رپری با نام Cli-N-Tel به گروه دعوت کرد و بعد از اینکه Cli-N-Tel از گروه رفت، Shakespeare به عضویت درومد. این گروه لباس های براق میپوشید، مثل تمامی گروه های اون زمان و مدل موهاشون کوتاه ولی فر دار بود و اینکه تمامی حرکات رقصشون رو تمرین میکردن.

با حضور داکتر توی گروه، اولین سینگل ترکشون به نام Surgery اومد که چیزی حدود 50000 نسخه فروش رفت. اولین آلبومشون خیلی جدی گرفته نشد، ولی با طرفدارای بیشتری روبروشون کرده بود و به یه تور کوتاه مدتی همراه با Rick James همراه شدن که در اون زمان یه ترک فوق العاده معروف با نام Super Freak رو به بازار داده بود. این آهنگ بیت خیلی خاطره انگیزی داره که میتونین سمپل شدش رو توی ترک های U Can’t Touch This از MC Hammer و همچنین Kingdom’s Come از Jay-Z بشنوین.

گروه The World Wreckin’ Cru بالاخره با یه قرارداد استدیویی با اپیک بست و بعد از این قرارداد به سرعت شروع به کار روی آلبوم دومشون کردن (آلبوم Rapped In Romance). توی کاور آلبوم میتونین دری رو ببینین که توی یه لباس براق قرمز هست و موهای گیس شده ی فر داره.

The Rise & Fall of N.W.A.

دری از این موزیکی که توی The World Wreckin’ Cru ساخته میشد نا امید بود. صداهاشون زیادی صاف بود. اون بیشتر به این علاقه داشت که از حقایقی که توی Compton اتفاق میوفته خونده بشه. دری حس میکرد که این گروه دارن ادای کسایی مثل Run-DMC رو در میارن. دری میخواست نسخه ی اورجینال از خودش باشه و صدای خود واقعیش پخش بشه.

در همین بین بود که دری با شخصی با نام O’Shea Jackson که یه جوون الهام دهنده بود آشنا شد. اُشِی مثل دری 19 سالش بود و از گروه های خلافکاری فاصله گرفته بود. O’Shea هم مثل دری توی یه گروهی بود. ولی O’Shea بین دوستاش و خانوادش با نام Ice Cube میشناختنش چون همیشه همه چی به تخ*مش بوده. دری استعداد Cube رو توی نوشتن دید و ازش خواست تا برای گروهش شعر بنویسه و بالعکس دری برای گروه آیس کیوب موزیک میساخت ولی بعد از مدتی تصمیم گرفتن که راهشون رو از گروهاشون جدا کنن و همراه خودشون DJ Yella رو آوردن.

دری و کیوب تصمیم نداشتن که گروه بعدیشون رو تشکیل بدن بلکه هدفشون مقداری بزرگتر بود، اونم این بود که لیبل خودشون رو باز کنن. ولی همین کار خودش کلی پول نیاز داره و همین طور شد که یه مواد فروش محلی رو به گروهشون آوردن که اسمش Eric Wright بود. اریک این فرصت رو غنیمت شمرد و هر طور که شده بود به گروه پیوست چون دیگه از کار قبلیش خسته شده بود و میخواست این کار رو بزاره کنار. اریک با اسم Eazy-E شعراشو خودش مینوشت. و شروع به تشکیل لیبلی به نام Ruthless Records. کرد.

 ایزی دوست خودش به نام MC Ren رو همراه خودش به گروه آورد و خوشون رو N.W.A (Niggas With Attitude) نامیدن و بعد از اینکه لیبل خودشون رو راه انداختن، این اجازه رو داشتن به عنوان هنرمند که آزادی عمل داشته باشن.

N.W.A آلبوم اول خوشون رو تحت عنوان N.W.A and The Posse در سال 1987 منتشر کردن. دری حرکت جدیدی رو با صدا هایی که تو شهر بوده و ترکیبشون با صدای تفنگ و بوق ماشین که روی بیت های موزیک Soul بودن امتحان کرد. سینگل ترک Boys-n-the-Hood از Eazy-E کلی ری-اکشن بعد از انتشارش گرفته و کلی در KDAY (که اولین رادیویی بوده که هیپ هاپ رو پوشش میداده) پخش میشد.

N.W.A نسخه های ترک هاشون رو جای اینکه به مغازه ها بدن، پشت ماشینشون میفروختن و اینطور شد که این این ترک به صورت جمعی و محلی محبوب شد. این ترک تصویری از رفتن توی محلاتی هست که خطرناک بودن اون هم توی یه ماشین هست و این بچه ها با پلیس و خلافکارای زیادی مواجه میشن و اینکه ایزی-ای از تفنگش برای حل کردن مشکلات استفاده میکنه و راجع به زدن خانم ها و استفاده از مواد و الکل صحبت میشه که خیلی دیگاه صریحی به نوع زندگی و محلات اون موقع هست.

سال 1989 این گروه آلبوم Straight Outta Compton رو منتشر کردن و اینبار با یه کمپانی رکورد بزرگتری با نام Priority Records که این آلبوم کمک کرد تا بیشتر شناخته شن. این گروه دیگه توجه مردم آمریکا رو به خودش جلب کرده بود. جوونایی که با این گروه و تم های موزیک خطرناک و رفتار های خشنشون حال میکردن. بعضی از مردم نگران این موضوع بودن که این گروه داره خشونت های خیابون رو خیلی با شکوه جلوه میده و زنایی که از این لحن بی ادبانشون شاکی بودن و افراد سن بالاتری که از تعداد دفعات زیاد استفاده از کلمه ی Nigga کلافه شده بودن.

این موزیک ها برای پخش توی رادیو زیادی خشن بودن. MTV حتی موزیک ویدیو هاشون رو بخاطر این موضوعات پخش نمیکرد و به گفته ی خود MTV این گروه مردم رو تشویق به خشونت میکنه و رسانه ها از اونجا، اون هارو Gangsta Rap نامید.

ولی خود اعضای گروه ترجیح میدادن که نوع موزیکشون رو موزیک واقعیت و حقایق بنامن. چون به این معتقد بودن که همه ی این اشعار ریفلکس و عکس العمل و نتیجه ی خشونت های محله هاشونه. اگه خیلی خشن و غیر قابل تحمله بخاطرِ اینه که حقایق اینطورین. اما به هر حال این گروه بدون هیچ پروموشن، پخش رادیویی و پخش موزیک ویدیو، طرفدارای زیادی رو پیدا کرد و آلبومشون بیش از پیش محبوب شد و در طی 6 هفته بیش از 500000 نسخه فروخت.

یک ترک از این گروه خیلی شنیده شد و بهش توجه شد. در این ترک اعضای N.W.A پلیس رو محاکمه میکنه بخاطر خشونت هایی که علیه جوون های سیاه پوست اعمال کرده. راجع به این رپ میکنن که وقتی پلیس داره اونا رو بازرسی میکنه چه آزار و اذیت هایی رو انجام میدن. این موضوع رو تنفر انگیز میدونن که پلیس ها تمام سیاه هارو خلافکار میدونه. هر رپر در این ترک جلوی قاضی و حضار قدم بر میداره تا نشون بده که میتونه از حق خودش دفاع کنه و این که هر پلیسی که بهشون بی احترامی میکنه رو میکشن رو به تصویر میکشه.

نیازی نیست توضیح بدیم که چرا پلیس در اون زمان از چنین آهنگی خشمگین شده بود. پلیس ها گفتن که این آهنگ به نوعی تهدید براشون حساب میشه و از این به بعد باید حواسشون خیلی جمع شه. یکی از سران FBI، طی نامه ای به این گروه بهشون راجع به موزیک هاشون که به طوری، تشویق به ایجاد نا امنی و خشونت و همچنین بی احترامی به پلیس، هشدار داد. ولی بر عکس پلیس، مردم به این باور داشتن که این ترک ها هنر واقعی ان. اونا در واقع داشتن حس های خودشون رو نسبت به موضوعی بیان میکردن نه که بخوان چیزی رو تخریب کنن و شورش به پا شه.

این هشدار نامه ی نوشته شده توسط FBI نه تنها باعث متوقف شدن فروش آلبوم نشد بلکه باعث شد تا بیشتر هم خریداری شه و آلبوم این گروه بیشتر از هر وقت دیگه معروف شد. در کمتر از یک سال این آلبوم Platinum شد. و این رو بخاطر داشته باشین که این موضوعات قبل از اینترنت اتفاق افتاده و باز هم این موزیک ها از رادیو ها و تلویزیون بن شد . موفقیت N.W.A در این بود مردم میتونستن فیزیکی آلبوم رو خریداری کنن از خودشون و به همدیگه بدن و معرفی کنن در واقع این صمیمیت و خودمونی بودنش اصل محبوبیتشون بود.

ولی بعد از مدتی این خشونت واقعی شد. توی اتوبوس تورشون، دری یه پیامی غیر منتظره و خطرناک دریافت کرد. برادرش و همچنین بهترین دوستش Tyree توی یه درگیری با گروه های خلافکار محلی کشته شد. توی این درگیری گردنش شکسته شد و بعد اون دری تور کنسرتش رو ول کرد تا به خونشون بره واسه مراسم خاکسپاری. باور انکه برادرش فوت کرده بسیار سخت بود. تایری فقط 21 سالش بود.

From Ruthless to Death Row

 

بعد از مراسم تدفین و خاکسپاری، دری به تور برگشت. هنوزم برای مرگ برادرش سوگواری میکرد ولی علاوه بر اون مشکلاتی داشت توی گروه بوجود میومد. Ice Cube، 10 لیریکس از 13 ترک آلبوم Straight Outta Compton رو نوشته بود ولی حس میکرد به اندازه ی کافی از میزان فروش آلبوم پول دریافت نکرده. تور رو به پایان رسوند و در سال 1989 گروه رو ترک کرد تا به کریر سولوش ادامه بده. ولی با این حال دری و آیس کیوب با هم دوست موندن.

اولین آلبوم سولو اِ کیوب با نام AmeriKKKa’s Most Wanted توی 10 روز نشان Gold رو گرفت. توی دو ماه 2 میلیون دلار فروش رفت. و اینطور بود که دری و باقی اعضای N.W.A این فضا رو دیدن که جلو بیان دوباره. دری هنر پروداکشن و قابلیت هاش و همچنین استفاده از صدا ها رو گسترش داد و بیش از پیش بهترش کرد و دو آلبوم بعدی این گروه رو ساخت با نام های 100 Miles and Runnin’ و Efil4Zaggin (تایتل آخرین آلبوم رو برعکس بخوانید تا متوجه کلمه و مفهومش بشید.) این آلبوم کلی سینگل ترک Hit داشت. حالا دری 3 تا آلبوم Platinum شده داشت و آماده شده بود که از این گروه بره.

دری لیبل Death Row رو با همراهی و کمک Suge Knight سال 1991 راه اندازی کرد. شوگ نایت قبلا بازیکن فوتبال آمریکایی بود. بعضی مردم ادعا کردن اون یه مواد فروش بوده که با اعضای گروه Bloods میگشته. در گذشته بادیگارد گروه N.W.A بوده و تو خشونت سری تو سر ها داشته. دری همچنان با Ruthless قرار داد داشت که یه جورایی مانع انتقالش به Death Row شده بود. Eazy-E اظهار داشته که شوگ و چند تا از دار و دستش اون رو با چوب بیسبال تهدید کردن تا انتقال دری از روثلس به دث-رو رقم بخوره. دری و شوگ این لیبل رو با هم میروندن، شوگ بیزنسشون رو راه مینداخت و دری موزیک رو.

در اوایل سال 1991، دری Dee Barnes که مجری تلویزیون و دوستش بوده رو دوباره ملاقات میکنه. دری شدیدا بخاطر مصاحبش با آیس کیوب ازش دلخور بوده. توی اون مصاحبه کیوب N.W.A رو دیس کرده بود کلی چیز گفته بود. دری عصبی بود چرا که توی اون مصاحبه به نظر میومد که Dee داره حرفای توهین آمیز کیوب رو تشویق میکنه. (این ها زمانی بود که دری به الکل رو آورده بود و زیاد مصرف میکرد و توی دعوا های زیادی بود. تقریبا داشت تمام چیزایی که واسش زحمت کشیده بود رو از دست میداد.)

Dee گفته که دری موی دم اسبیش رو کشیده و صورتش رو به دیوار زده و بعدش بلندش کرد و سعی کرد که از پله ها بندازتش پایین. Dee باهاش درگیر شد و به سمت دستشویی برای فرار رفته بود که دری بهش میرسه و با یه مشت به پشت سرش اون رو از هوش میبره. Dee بعد از مدتی جرعت اینکه از دری شکایت کنه رو پیدا میکنه و اون رو دادگاهی میکنه. دری متهم به ضرب و شتم میشه و جریمه نقدی شد و محکوم به دو سال عفو مشروط در صورت رفتار درست شد. اون حتی باید خدمات شهری میکرد و PSA (اعلان خدمات عمومی) در یه مجمع ضد خشونت انجام میداد (جلساتی که برای بهتر شدن شخصیت ها چه معتادین و چه کسانی که خشونت یا هر کاری که ضد سلامت جامعه باشه انجام میدن.)

ولی این اولین موضوع دری با قانون و پلیس نبود. سال 1987 به جرم پرداخت نکردن وجه پارکینگش دستگیر شد. یک شب رو توی زندان گذروند. سال 1992 دری به جرم حمله به یه مامور پلیس در یک هتلی در شهر نیو اورلئان دستگیر شد. چند ماه بعد دری، فک یه پرودوسر با نام Damon Thomas رو شکوند. و باز هم عفو مشروط گرفت. با اینکه دری در زمان کودکی سعی کرد از گروه های خلافکاری و جرایم دور باشه، این آمار در دوران بزرگسالی به شکل عجیبی داشت رشد میکرد. البته سال 1992 بود که گزارش شد دری در یک درگیری حضور داشته و 4 بار به پاش شلیک شده. دکتر هیپ هاپ باید عمل جراحی روش صورت میگرفت. سال 1994 دری به جرم سرعت غیر مجاز و در رفتن از دست پلیس، دستگیر شد. دری مست بوده و داشته سرعت ماشین اسپرت جدیدش رو تست میکرده. 8 ماه رو در زندان سپری کرد و مجبور شد تا به کلینیکی که در زندان برای ترک اعتیاد بوده بره.

دری میدونست که باید نحوه ی زندگیش رو عوض کنه تا بتونه هنرش و کارش رو روی راه درست بزاره و ادامه بده. در یک مصاحبه گفته که من داشتم جاده ی شکست رو پیشه میگرفتم. در اون چند ماهی که زندان بوده وقت داشته که به کارایی که کرده فکر کنه.

همزمان با دست و پنجه نرم کردنِ دِرِی با قانون، جنوب لوس آنجلس خودبخود داشت از هم‌ میپاشید. در سال ۱۹۹۱ مردی سیاهپوست به نام رادنی کینگ توسط ۴ افسر پلیس سفیدپوست مورد ضرب و شتم قرار گرفت. افسر ها معتقد بودند وی در دستگیر شدن مقاومت میکرده اما از کتک هاشون فیلم برداری شده بود؛ درحالیکه کینگ روی زمین افتاده بوده و با دست جلوی صورتش رو گرفته بوده تا لگد نخوره. ویدیوی ضرب و شتم پلیس، جهانی شد و مردم سیاهپوست آمریکا وحشت زده شده بودن. دادگاه در سال ۱۹۹۲ حکم تبرئه شدنِ افسر های پلیس رو صادر کرد و کتک زدنِ بی دلیلِ یک شهروند سیاهپوست رو جزو ماموریتشون قلمداد کرد!

این حکم برای سیاهپوستان مثل انداختن یک کبریت روشن توی انباه کاه بود. مرکز لوس آنجلس شاهد صحنه تظاهرات علیه سیاست های کلی نظام سرمایه داری و نژادپرستِ آمریکا بود. تاریخ، داشت خودش رو تکرار میکرد؛ همونطور که سال ۱۹۶۵ یعنی سال تولد دِرِی، واتس انقلاب کرد اما اینبار، حجم خشونتِ مردم شدید تر بود و خسارت بیشتری قرار بود که به جان و مال مردم وارد بشه. این، همون چیزی بود که N.W.A درباره اش رپ میکرد یعنی خشونت پلیس.

بدون عدالت، صلحی وجود نداشت. جنوب مرکزی یک هفته در آتش میسوخت؛ دقیقا مثل یک منطقه جنگی شده بود. پرزیدنت بوش ارتش، نیروی دریایی و گارد ملی رو در حالت آماده باش قرار داد. نیروهای دولتی منطقه ی معترضان رو محاصره کرده بودن و تعداد زیادی از انسان ها در شلوغی ها زخمی و کشته شدن. اموال عمومی در حدود ۱ بیلیون دلار خسارت دید. اخبار و تصاویرِ معترضان در تلویزیون، مردم کل آمریکا و دنیا رو شوکه کرد.

بعد از خنثی کردنِ انقلاب، گنگ کریپس و بلادز با همدیگه صلح کردن و متعهد شدن که خشونت های سیاهپوستان علیه سیاهپوستان رو در وهله اول در محله ها رفع کنن و بهش پایان بدن. برای دو ماه، جنوب لوس آنجلس آروم بود اما صلح، خیلی زود برچیده شد. اگر لوس آنجلس محیط خطرناکی برای زندگی بود، بعد از اعتراضات تبدیل به یه منطقه ی خالی شد؛ هزاران نفر دستگیر شدن و شغل ها از دست رفتن و بیشتر مغازه ها تعطیل شدن چون معترضان، خودِ مردم بودن. شرایط از قبل اعتراضات، بدتر شد.

The Next Episode

لوس آنجلس به یه بازگشت قهرمانانه نیاز داشت و در سال ۱۹۹۲، دِرِی از تمام اتفاقات محیط اطرافش الهام گرفت و تصمیم گرفت اولین آلبوم استودیویی و سولوی خودش رو با هدفِ سرگرم کردنِ مردمی که از یک خشونت جمعی باقی مونده بودن، منتشر کنه. The Chronic درباره ی چیزهایی بود که مردم آسیب زده ی لوس آنجلس باهاش شگفت زده میشدن؛ زنان اِل اِی، خطراتش و شکوهش. کرانیک در هر دو ساحل یک هیتِ بزرگ محسوب میشد؛ حتی در ایست کوست فروشش بیشتر بود. سه میلیون نسخه فقط در سال ۱۹۹۳ از این آلبوم فروخته شد. کرانیک یکی از بهترین آلبوم ها در تمام دوران ها محسوب میشه.

کرانیک، معرفیِ سبک مختص به دِرِی به دنیا بود؛ در دنیای هیپ هاپ. جی-فانک متشکل از رایم های گنگستا بود، رپینگِ آروم و روون روی پروداکشن های پیچیده و بی نظیر. جی-فانک از سمپل های متعددِ سبک فانک تشکیل میشد و ساز های زنده. دِرِی از زمانی که مادرش توی خونه ی کودکی هاش موزیک های گروه های جرج کلینتونِ افسانه ای یعنی Parlimant و Funkadelic رو گوش میداد، به این سبک علاقمند شد تا زمانی که تصمیم گرفت جی-فانک رو اختراع کنه. دِرِی با کرانیک، مسیر سولوی خودش در پولدار شدن و توسعه ی صدای هیپ هاپ رو شروع کرد.

آلبومِ Dre همچنین، معرفیِ یک آرتیست ۲۱ ساله بود که برای کارنامه ی بلند بالاش، شروع پرقدرتی محسوب میشد؛ اسنوپ داگی داگ که از همسایه ی لوس آنجلس یعنی کامپتونِ لانگ بیچ قرض گرفته شد تا دنیارو با فِلوی آروم و دلنشینش متحول کنه. دِرِی و اسنوپ خیلی زود تبدیل به یکی از محبوب ترین Duo های تاریخ هیپ هاپ شدن. اونها نسخه ی وِست کوستِ بیگی اِسمالز و پاف دِدی بودن و موفقیتِ عظیمی با هم به دست آوردن نزدیک به ۲۵ ساله که دارن با هم همکاری میکنن. بعد از آلبوم کرانیک بود که در سال ۱۹۹۳ عکسشون روی مجله رولینگ اِستون رفت.

اما توی دورانِ کرانیک بمونیم؛ کلی از آرتیست های لیبلِ Death Row که دِرِی با شوگ نایت تاسیس کرده بود در این آلبوم حضور داشتن و به قدرت و موندگاریِ آلبوم، بیشتر کمک کردن؛ آرتیست هایی نظیر لِیدی آو رِیج، کوراپت و برادرناتنیِ دِرِی یعنی وارِن جی.

سالها دِرِی پرودوسرِ دث-رو بود و هیت های زیادی از قبیلِ Nuthin’ But a G Thang ، Gin and Juice و مخصوصا در همکاری با توپاک شکور یعنی California Love ساخت. برای اکثرِ مخاطبان هیپ هاپ، دِرِی توی دث-رو اومده بود تا تمامِ موفقیت هارو کسب کنه؛ اون توی یک عمارت زندگی میکرد و برنده جایزه گرمی برای بهترین آلبوم رپ شده بود اما در نهایتِ تعجب، سال ۱۹۹۶ اعلام‌ کرد که میخواد لیبل رو ترک‌ کنه. او دلایل خودش رو داشت.

شاید به این خاطر که ایزی-ای از ایدز فوت کرد و دِرِی پشیمون از اینکه دیر به بیمارستان رسیده و قبل از مرگش، نتونستن مشکلاتشون رو حل و فصل کنن شد؛ مخصوصا دیس ترکی که میدونید Dre Day نام داشت. پشیمون بود از اینکه غرورش دوستیشون رو نابود کرد.

موضوعات دیگه ای که میتونست باعث ترک کردنِ لیبلِ دث-رو توسط دِرِی بشه، این بود که خشونتِ زیاد، داشت کم کم روی شهرتش تاثیر میذاشت؛ جنگ بین ایست کوست و وست کوست که شوگ نایت و توپاک در یک طرف و بیگی و پافی در طرف دیگه بودن؛ دادگاهی شدنِ دِرِی بخاطر تجاوز و متهم شدنِ اسنوپ داگ به ارتکاب قتل؛ و بدتر از همه ی اینها، پرداختنِ شدیدِ رسانه ها به تمامِ این موضوعات، باعث شد که Dre خسته و ترسیده بشه. اون میخواست از تمام درگیری ها پای خودش رو کنار بکشه.

به همین منظور، Dre به شوگ نایت اجازه ی انتشارِ Greatest Hitsی از خودش رو داد تا بتونه از لیبل خارج بشه چون با هم سرِ دو تا آلبومِ سولو قرارداد بسته بودن. بعد از خروج دِرِی، خیلی زود لیبل از هم پاشید. توپاک و شوگ در وگاس مورد تیراندازی قرار گرفتن و توپاک کشته شد. شوگ هم به ۹ سال زندان محکوم شد بخاطر خشونت هایی که در گذشته ازش سر زده بود.

دِرِی این وسط، خیلی خوب متوجه شده بود که چقدر خوش شانسه!

اگه توی دث-رو میموند، ممکن بود توی اون ماشین کنار توپاک نشسته باشه.

اینطور شد که یکی از خالق های گنگستا رپ، لایف استایلِ گنگستری رو کنار گذاشت…

Dre’s Aftermath

بعد از خروج از دث-رو، دِرِی با صاحب جوان لیبل اینترسکوپ یعنی جیمی آوین ملاقات کرد و آوین به او شانس مجددی برای احیای کارنامه ی سولوی دِرِی داد. اونها با هم لیبل اَفتِرمث رو تاسیس کردن. گرچه آوین طرفدار موزیک رپ نبود اما براش واضح بود که دِرِی پرودوسر شگفت انگیزیه. صدای با کیفیتِ کرانیک و کلیفورنیا لاو براش غیر قابل انکار بود.

اَفتِرمث لیبل کوچیکی بود که به زیرمجموعه ی اینترسکوپ درومد. دِرِی فعالیتش توی لیبل رو گذاشت پای یافتن استعداد های جوان و آرتیست هایی که قابلیت ستاره شدن دارن. در این بین هم وقت خالیِ خودش رو گذاشت صرف مطالعه و کار کردن روی مهارت هاش. همه میخواستن بهشون ثابت بشه‌ که دِرِی بدون دث-رو هم میتونه توی این بازی موفق بشه. پس دِرِی باید قوی تر از قبل برمیگشت.

افترمث یه استارت کوچیک داشت. کامپیلِیشِن آلبومی که منتشر شد، آهنگ های خاطره انگیزی مثل been there, done that به جا گذاشت اما جرقه ی یک انفجار بزرگ، زمانی زده شد که جیمی آوین به دِرِی یک رپر سفیدپوست رو معرفی کرد که میتونست پا به پای بهترین های رپ بَتِل رپ کنه و شکستشون بده. خودتون میدونید که این جوان، کسی نبود جز مارشال مَدِرز.

وقتی دِرِی با اِمنم در کلیفورنیا ملاقات کرد، اِم توی زیرزمین خونه ی مادرش در دیترویت زندگی میکرد. اِم بتازگی ای پیِ خودش رو منتشر کرده بود و موزیک هایی بشدت گرافیکی با اِستوری تلینگِ بی نظیر در اون ای پی، باعث شد تا دِرِی خیلی زود اِم رو وارد افترمث کنه و خیلی زود، اونها با هم شروع به کار کردن روی آلبومِ SSLP. دِرِی رپرِ موبلوند و چشم آبی ای رو وارد استودیوی خودش کرد که دنیا رو منفجر کرد و اونو به موفقیت های بی نظیری رسوند. همه ی اینها درحالی بود که آرتیست های دیگری که توی افترمث بودن، فکر میکردن دری روانی شده و داره پول و وقت خودش رو تلف میکنه.

برای خودِ اِم هم قابل باور نبود که یکی از سلبریتی ترین پرودوسر های دنیا، از یک پسر زاغه نشینِ دیترویتی با گذشته ی تاریک و سراسر فقر، یک سوپر استار بسازه. محله ای که اِم در دیترویت در اون زندگی میکرد، کم از جنوب لوس آنجلس، جایی که دری در اون بزرگ شده بود نداشت؛ پر از خشونت و درگیری های گروهی.

فِلوی اِمنم شبیه هیچکس نبود. رایم هاش فَست و انبوهی از تنوع بود. داستان هایی توی موزیک هاش تعریف می کرد به طرز مسخره ای خنده دار بود و البته خیلی هم خشن! اون تا حدی خشن بود که دِرِی رو یادِ کارهای خودش توی N.W.A می انداخت. او رپری رو پیدا کرده بود که به اندازه ی کافی مهارت داشت که طرفدار های دو آتیشه پیدا کنه و به اندازه کافی بامزه بود تا جمع وسیعی از مخاطب ها رو جذب کنه. اِم تمام فاکتور های لازم برای سوپراستار شدن رو داشت.

اِم با هیتِ منفجر کننده اش یعنی My Name Is تمام رادیو ها و رسانه ها و تلویزیون رو تسخیر کرد. سه تا سینگل ترکی که برای آلبوم SSLP منتشر شد با پرودوس داکتر همراه شد. SSLP با اینکه اواخر 1999 منتشر شد اما آغاز سالِ 2000 برای اِم، طوری بود که ناگهان اِم به خودش میاد و میبینه به طرز عجیب و غیرمنتظره ای زندگیش عوض شده و حالا همه میشناسنش به لطف دِرِی! جوان های جامعه ی آمریکا موهای خودشونو بلاند میکردن و تی شرت سفید گشاد میپوشیدن تا شبیهش باشن. دِرِی مسئولِ عمل کردنِ جادو بود…

مثلِ N.W.A، اِم هم درباره ی خشونت و جنایت فانتزی میساخت. او و دِرِی توی هیت ترکِ Guilty Conscience سه تا داستان رو تعریف می کردن که شخصیت هاشون تحملشون از شرایط زندگیشون تموم میشه و به آستانه ی وقوع یک جُرم نزدیک میشن. تفاوتِ خشونتِ اِم با N.W.A اما در این بود که حتی با این تصویر های گرافیکی توی ورس هاش، همیشه جنبه ی طنزِ کار رو حفظ میکنه و یه موزیکِ معمولی رو به یه موزیکِ شنیدنی تبدیل میکنه. توی 97 Bonnie & Clyde از این میخونه که قراره از شرّ جسدِ همسرش خلاص بشه. از این میخونه که قراره این کارو به همراه دختر 3-4 ساله اش انجام بده. اون همیشه یه راه جایگزین داره برای نمایش مستقیمِ خشونت؛ توی این مورد در تمام طول آهنگ، داره با یه زبون بچگانه با دخترش حرف میزنه و کشتن همسرش رو موجه جلوه میده!

اون هیچوقت خودشو توی تصورات محدود نمیکرد. هیچوقت هم برای آهنگ های خشونت انگیزش متاسف نبود. یکی از هنرهاش همینه…

دِرِی کسی بود که از آهنگ هایی که بعضا برای بعضی مخاطب ها اذیت کننده بود، دفاع کرد. اون معتقد بود دنیا، خودش پر از خشونت هست. پر از فیلم های خشونت انگیز و بازی های کامپیوتریِ خشن. دلیلی نداره که خشونت توی آهنگ بدتر باشه!

دِرِی و اِم همکاریِ خودشون رو ادامه دادن. دِرِی کمک بزرگی به بیشتر شکوفا شدنِ استعداد اِم کرد. MMLP شاهکاریه که اِم حتی تا به امروز هم معتقده که دیگه مثلشو نمیتونه بسازه. بعضی از رسانه ها میگن که تمام 19 ترکِ اون آلبوم، فقط توی دو ماه ساخته شد! آلبومی که تا به امروز 30 میلیون نسخه فروخته، حاصل کنارِ هم گذاشته شدنِ زحماتِ دو ماهِ مارشاله!! تمام اون موزیک ها که اِستَن و Real Slim Shady و Drug Ballad و The Way I Am و کلی دیگه از موزیک های کلاسیک و تکرارنشدنیِ اِم درش بودن… باورش اونقدرام سخت نیست. اِم در اوج دوران کاریش بود و با موزیک های جنجالیِ خودش توجه رسانه ها رو به خودش جلب کرده بود. مارشال با عصبانیتی بیش از پیش برگشت. با حضورِ دِرِی پشت تجهیزات استودیو و حضور اِم توی اتاقک ضبط، یک انرژیِ عجیب و غریبی متساعد شد که حتی امروز هم اون انرژی توی موزیک های اِم حس میشه گهگاه. رایم های خودآگاهِ اِم، بی اعصاب بودن واقعا!

ارزشمند بودنِ کارِ اِم وقتی مشخص شد که MMLP توی یک هفته بیش از یک میلیون نسخه فروخت و تبدیل به سریع ترین آلبوم رپِ تاریخ شد که به پرفروش ترین تبدیل میشه. اِم اومده بود که بمونه توی این بازی…

مارشال و داکتر سالها با هم همکاری کردن. داکتر بعد از اوردوزِ اِم، یه لطف دیگه و حتی از بزرگتر از معرفیش به رپ کرد و اون، پرودوسِ تمامیِ ترک های کامبک آلبومِ اِم یعنی Relapse بعد از 5 سال بود! (بغیر از ترکِ Beautiful البته) توی تمام این سالها هم بقولِ اِم توی موزیکِ Business یه داینامیک دیوئو با هم داشتن از جمله توی Bad Guys Always Die ، Forgot About D.R.E ، Say What You Say و Old Time’s Sake.

با کشفِ مارشال، دِرِی بازم روی ریل قرار گرفت. دِرِی همزمان با SSLP آلبوم دوم خودش رو منتشر کرد. کرانیکِ 2 اسمیه که طرفدارهای سرسختِ داکتر به این آلبوم دادن؛ معتقدن این آلبوم هم به اندازه ی کرانیک کلاسیکه. اسم های بزرگی مثل کرانیک توی این این آلبوم بودن از جمله اِم، کوراپت، اسنوپ، اِگزِبیت و خواننده ی فقیدِ آر ان بی یعنی نِیت داوگ. آلبومی که بصورت اورجینال اسمش 2001 بود، به عقیده ی دِرِی به این دلیل منتشر شد که به طرفدار ها ثابت کنه هنوزم موفقه. ترکِ Still D.R.E با اون پروداکشنِ به یاد موندنی کاملا بهمون ثابت کرد به تنهایی! اون حتی ثابت کرد نه تنها هنوز توی پروداکشن همون غولیه که بوده، بلکه به دنیا ثابت کرد تمام برگ های برنده دستشه؛ اِم، افترمث، حمایت یکی از بزرگترین های موسیقی یعنی اینترسکوپ و رشد توی لریکس نوشتن؛ حتی اگه از گوست رایتر های اسم و رسم داری مثل جِی زی و رویس دِ فایو ناین استفاده کنه!

اون توی The Watcher از درباره ی بالا رفتنِ سن توی صنعت هیپ هاپ رپ میکنه. از ستاره هایی میگه که میان و میدرخشن و بزودی درخششون تموم میشه و میسوزن. اون میبینه که این ستاره ها معروف میشن و بعد، خودشونو درگیر شکایت و دادگاه میکنن؛ درحالیکه دِرِی به اصول خودش پایبنده و به خودش قول داده که هیچوقت از این بازی نره…

اون هنوز از امضای خودش توی پروداکشن یعنی جی-فانک بهره میبره و هنوز با خنده و تمسخر به رپرهایی که توی این صنعت در حال آمد و رفت هستن، با غرور نگاه می کنه و با موزیک هاش بهشون میفهمونه که هنوزم دِرِی هست! کرانیکِ 2 واقعا هم کلاسیک شد! با فروشی حدود 7 میلیون نسخه که جزو آخرین آلبوم های کلاسیکِ هیپ هاپ توی عصر جدید ازش یاد میشه.

اون امیدوار به اینکه از جنگ ایست کوست/وست کوست در امون بمونه ، تصمیم گرفت بهترین قدم رو برداره و ایده اش همکاری بود! اون حتی بی توجه به این جنگ، یعنی در سال 1996، دقیقا در نهایت تنشِ موجود، با ناص همکاری کرد که اون سال باعث تعجب کل دنیای هیپ هاپ شد. اون برای دومین آلبوم استودیوییِ ناص موزیکِ Nas is coming رو ساخت و از اونجایی ناص اهل نیویورک (ساحل شرقی) و دِرِی اهل کلیفورنیا (ساحل غربی) بود، یکی از بزرگترین اتفاق های تاریخ هیپ هاپ با این همکاری رقم خورد.

درحالیکه دِرِی داشت قدم به قدم به پختگی میرسید، بالاخره کنار خانواده اش که همیشه سعی داشت رسانه ها رو ازشون دور نگه داره، آروم گرفت. سال 1996 اون با همسرش نیکول و دو فرزندش برای مدتی خانه نشین شد. آندرِی قبلا از ازدواج کرده بود. اون 5 تا بچه از 5 زن مختلف داشت. شایعه ها حتی میگفتن که این تعداد بیشتر هم هست! بعضی از روابطش با زن ها براش دردسرساز بودن. دِرِی برای تولد اولین پسرش یعنی کورتیس، پیش مادرِ بچه حاضر نشد. در واقع اونها همدیگه رو تا بیست سالگیِ کورتیس ندیدن. دومین پسرش آندرِی جونیور هم سال 2008 از اوردوزِ هروئین مُرد. برخلاف شهرتش توی موزیک بعنوان رپر و پرودوسر، دِرِی آدمی هستش که زندگیِ شخصیِ خودش رو حفظ کرده و دور از چشم رسانه ها نگه داشته. اون ترجیح میده کارش تعریف کننده ی شخصیتش باشه؛ مثل «رپری که توی گنگستر ترین گروه دنیا بود» ، «رپری که کرانیک 1 و 2 رو ساخت» ، «رپری که اِم و کندریک رو به رپ معرفی کرد» ، «کسی که صاحب هدفون های Beats هستش و به قیمت 3 بیلیون دلار، این شرکت رو به اپل فروخت» ، «ثروتمند ترین رپر سال 2014» و غیره…

اما لازم به ذکره بالا و پایین ها، باهم توی کارنامه ی دِرِی حضور دارن. همونطور که دِرِی اجراهای فراموش نشدنی رو توی تورِ Up In Smoke اجرا کرد و به همون اندازه که گردهماییِ N.W.A هیجان انگیز بود، اون به مشکلاتی هم برمیخورد توی این مسیر… به عنوان مثال، دِرِی از جورج لوکاس (خالق شاهکار جنگ ستارگان) میخواست اجازه بگیره تا توی اینتروی کرانیک 2 که تایتلش Lolo بود، از صدای رباتِ THX استفاده کنه اما لوکاس اجازه به انجامِ این کار نمیده. دِرِی هم میره توی استودیو و صدای اون ربات رو بازسازی میکنه؛ طوریکه اون صدای بازسازی شده فقط شبیه به صدای رباته نه خودش! اما لوکاس ازش بخاطر دزدی شکایت میکنه.

شکایتِ بعدی که از دِرِی میشه، توسط گروه فانکِ دهه 70 و 80 ای به نام The Fatback Band صورت میگیره. دِرِی مثل اکثر پرودوسر های دیگه در این صنعت، بدون اجازه از موزیکی از اونها با نام Backstrokin’ توی موزیکش استفاده میکنه که باعث میشه اونها 1 و نیم میلیون دلار از دِرِی شکایت بکنن.

دِرِی در این بین، به همراه گروه متالیکا از نرم افزاری به نام Napster شکایت کردن! این نرم افزار که ساختارش به اشتراک گذاشتنِ موزیک ها بصورت آنلاین بود، موزیک های این دو گروه رو مجانی برای دانلود قرار داد و این، باعث عصبانیتشون شد. بعضی از آدم ها فکر میکنن سمپل کردن از موزیک های دیگران و بعد، اعتراض به دانلود مجانی یجورایی عادلانه نیست و یه پارادوکسِ بزرگه! دِرِی توی مصاحبه برای رسانه های ناآگاه توضیح داد که سمپل کردن دزدی نیست و برای ساختنِ یک آوای جدید استفاده میشه!

در این بین، پای دِرِی به هالیوود هم باز شده بود. اون نقش کوچیکی توی فیلم Training Day با درخشش دنزل واشینگتون داشت؛ همونطور که برای ساندترکِ فیلم های محبوبِ Above The Rim و Friday هم حضور داشت.

Keep Their Heads Ringin’

بعد از حضورِ دنباله دار در رلیز های اِم (آلبوم D12 ، آلبوم Eminem Show و ساندترک 8Mile) در سال ۲۰۰۳ رپر لوس آنجلسی جیسون تیلور با نام هنریِ The Game توسط دِرِی به خدمتِ افترمث درومد. تیلور اهل کامپتن بود و توی محله ی خطرناکی بزرگ شده بود. دِرِی برای دو سال یعنی تا انتشار آلبوم The Documentary گِیم رو مدیریت کرد. او به این آرتیست جدید هویت بخشید و روی خروجیِ کارهاش بخوبی کار کرد. حتی قبل از اینکه گِیم بعنوان یک رپر به دنیا معرفی بشه، اون خودشو با حضور در تبلیغات تلویزیونی مطرح کرده بود و یجورایی این‌حرکت، باعث شده بود تا با انتشار آلبومش سر و صدای زیادی ایجاد بشه.

بعد از گِیم توی همون سال، دِرِی کورتیس جکسون رو به استخدامِ افترمث دراورد. فیفتی سِنت هم مثل اِم و گِیم با حمایتِ داکتر تبدیل به یک ستاره شد. او خیلی آماده بود و رایم هاش بی نظیر بودن. کورتیس پیش جَم مستر جِی و ران دی ام سی آموزش دیده بود و تونسته بود از یک گنگستر خیابونی به یک رپر درجه یک و جدید تبدیل بشه. اون در سال ۲۰۰۳ با البوم Get rich or die tryin’ تبدیل به بحث برانگیز آرتیست سال شد. اِم، داکتر و فیفتی سه تفنگدارِ افترمث بودن و بی مهابا میتاختن. سینگلِ in da club بزرگترین هیتِ رادیو لقب گرفت و اون آلبوم شش بار در همون سال گواهینامه پلاتینیوم رو دریافت کرد. اوضاع طوری شده بود که دِرِی هر موزیکی برای آرتیست های لیبلش میساخت، انفجاری توی صنعت رخ میداد!

در طی سالها، این سه آرتیست تبدیل به بزرگ ترین های این بازی شدن و باعث و بانیش حمایت داکتر بود. دِرِی حتی پا فراتر گذاشت و به اِم لطف دیگه ای کرد. بعد از اوردوزِ اِم، اون توی پرودوس ۱۹ ترک از ۲۰ ترکِ آلبوم Relapse نقش داشت تا به دنیا یه بار دیگه ثابت بشه این حمایت، همه جانبه اس.

در این بین هم به بیزنسِ خودش مشغول شد و خط تولید هدفون هایی با نامِ خودش رو راه اندازی کرد. هدفون های “بیتس بای دِرِی” یکی از پرفروش ترین برند های هدفون در دنیا هستن؛ تا جایی که فرصت طلبیِ اپل رو در پی داشت و باعث شد تا در سال ۲۰۱۴ به ارزش ۳ بیلیون دلار، امتیازِ این هدفون ها از داکتر و جیمی آوین خریداری بشه. در ادامه به این مطلب خواهیم رسید اما قبلش، بریم سراغ سال ۲۰۱۰. سالی که داکتر حس کرد باید یک برگ برنده دیگه رو کنه تا هیپ هاپ دوباره به لرزه در بیاد.

دِرِی بعد از شنیدنِ یه میکستیپ به نام Overly Dedicated از یه پسر ۲۲ ساله ی اهل کامپتن به نام کندریک لمار، وسواس شدیدی پیدا کرد تا با این آرتیست جوان ارتباط برقرار کنه. کندریک بعد از یک تورِ یه شبه با تک ناین، تماسی از داکتر دریافت کرد که در اون ‌پیشنهادِ همکاری با دِرِی به گوشش رسونده شد. حین گوش دادن به میکستیپ، انگار که دِرِی از قبلش میدونست قراره با کندریک همکاری کنه. موزیک هایی با تم های مشابه و زندگی در جایی مشابه با تجربه های خیابونیِ مشابه و استعدادی فراتر یا اگه منصف باشیم به اندازه ی اِم و فیفتی و گِیم و اسنوپ؛ همگی باعث شد تا اواخر سال ۲۰۱۰، وقتی که دِرِی با گِیم و اسنوپ در جنوب لوس آنجلس روی استیج بود، اعلام کنه که کندریک لمار، آرتیستِ جدیدِ افترمث هستش‌. اون روس همون استیج به کندریک لقب “شاه جدید وست کوست” رو داد. بعد از Section.80 ، دِرِی و کندریک روی آلبوم دوم کار کردن و نتیجش شد آلبوم موندگارِ Good Kid, m.A.A.d City  با یک استوری تلینگ بسیار قوی و موزیک های موندگار و همکاری هایی با همدیگه از قبیل ترک های Compton و Recipe.

گوشهای دِرِی برای تشخیصِ بهترین کیفیت صدا ساخته شده بود! استاندارد هاش همیشه بطورِ قابل پیشبینی، عالیه! اون همیشه آخرین ورژن از کارهاشو بعد از ۲۰-۳۰ بار تکرار و کارکردن روشون بدست میاره. همین تشخیص کیفیت، باعث شد تا یه مشکل بزرگ در صنعت موسیقی پیدا کنه. برای سالها، هدفون های پلاستیکی و غیرِ ارگونومیِ شرکت اپل بازار هدفون رو در دست داشت اما دِرِی از کیفیتِ این هدفون ها شگفت زده نشده بود. اون میدونست که میتونه‌ کیفیت بهتری از صدا ها در بیاره و کالای کاملا متفاوت و ارضا کننده بسازه.

سه سال طول کشید تا بیتس الکترانیک تبدیل بشه به Beats by Dre. تکنولوژی جدید باعث شده بود تا کیفیت واقعیِ استودیو رو بتونن به گوشهای مردم سراسر جهان برسونن. طی هفت سال، وقتی شرکت اپل دید که در رقابت با کمپانیِ جیمی آوین و داکتر ناتوانه، تصمیم به خریدِ کمپانی گرفت. سال ۲۰۱۴ سالی بود که آندِرِی یانگ تبدیل به ثروتمند ترین آرتیست هیپ هاپ در جهان بشه. اون حتی از جِی زی و Diddy هم جلو زد چون اپل بهش یک گازِ بزرگ از سیبش رو بهش تعارف کرده بود!

دِرِی میخواست از موقعیت بزرگی که براش بدست اومده بود، بهترین استفاده رو بکنه. اون میخواست به دانشجو ها و دانش آموز ها فرصتی بده تا تجربه های سه دهه ایِ یک پرودوسرِ درجه یک رو بدونن. نتیجش یه کمکِ ۷۰ میلیون دلاری به دانشگاه جنوبیِ کلیفورنیا بود تا بخشی به نام تکنولوژی و بیزنس به بودجه ی درسیِ این دانشگاه اضافه بشه. البته این تنها کمکِ انسان دوستانه اش نبوده. او در سال ۲۰۰۱ یک میلیون دلار به خانواده ی داغدارِ حادثه ی ۱۱ سپتامبر کمک کرده بود. چون برج های تجارت جهانی توی نیویورک (ساحل شرقی) واقع شدن، این کمک توی رسانه ها جلب توجه کرد و اونها درباره ی دِرِی چنین تیتری زدن؛ “وست ساید بالاخره با ایست ساید نرم رفتار کرد!”

خیلی از مردم و مخاطبان هیپ هاپ معتقدن که داکتر دِرِی بهترین پرودوسرِ این صنعت هستش. نسبت به کارنامه اش با N.W.A ، هیت رکورد هاش با Death Row ، معرفیِ نبوغِ خالصِ هیپ هاپی در Aftermath و بعنوان یکی از پایه گذاران دو سبکِ گنگستا رپ و گنگستا فانک، اون پتاسیل و استحقاقِ این لقب رو داره اما مهمتر از این لقب ها، اون یکی از مهمترین افراد در گسترش هیپ هاپ هستش.

توی کارنامه ی دِرِی، میتونیم یک واقعیت رو ببینیم. اون به جنوب لدس انجلس رنگ تازه ای بخشید و با N.W.A تبدیل به صدایی از داخل شهرِ کامپتن شد تا آمریکا بدونه این واقعیت ها چی ان؛ خشونتی که توی خیابون ها جریان داره، مشکلات بین مرد ها و زن ها، مشکلات آدم ها با الکل و مواد مخدر و… مخاطبان جوان، عاشقِ این واقع گراییِ شور انگیز بودن؛ تا جاییکه جامعه احساس خطر کرد که‌ مبادا جوان ها از لایف استایلِ داکتر تقلید کنن اما همچنین، دِرِی امید رو به هیپ هاپ تزریق کرد؛ اون نشون داد میشه از میون خطراتِ خیابون رد شد و به ثروت و یه زندگیِ عالی رسید. رسیدنِ اون به کمال در همه جنبه های زندگیش مثال زدنیه. اون همیشه بهترین ها رو حمایت ‌کرده و بهترین ها کنارش بودن.

اون توی یه مصاحبه میگه که زمان تولدش، زندگیِ مادرش خیلی عجیب و غریب بوده. میگه که همه به مادرش میگفتن که داره زندگیِ خودشو با موسیقی نابود میکنه! اونا میگفتن مادرش هیچوقت نمیتونه بچه هاش رو با پولِ موسیقی تامین کنه چون آینده ای توش نیست. دِرِی توی این حال و هوا بزرگ شد تا به اونا ثابت کنه اشتباه میکردن.

دِرِی بعد از اینکه دو سینگل ترک از آلبوم سوم و آخرش با نام دیتاکس داد، خیلی زود اعلام کرد که این آلبوم هم مثل چندین و چند آلبوم دیگه کنسل شده. اون قرار بود آلبومی بی کلام با نام The Planets منتشر کنه و آلبوم های مشترکی با اسنوپ و آیس کیوب بصورت مجزا اما دیتاکس هم در کنار این آلبوم ها قرار گرفت بعنوان آلبوم های کنسل شده.

سال ۲۰۱۵ بعد از موفقیتی که با داکیومِنتِریِ ۲ با گِیم بدست آورد، اون با کندریک دوباره همکاری کرد تا یکی از موندگار ترین کلاسیک های مدرن یعنی To Pimp a Butterfly اتفاق بیفته. توی همون سال بود که سومین و آخرین آلبومِ دِرِی بطرز غیرمنتظره ای منتشر شد. حضور کندریک در ۳ ترک و حضور همیشگیِ اِم و اسنوپ در این آلبوم قابل توجه بود اما چیزی که مهم بود، این بود که دِرِی به یک صدای جدید و غیرطبیعی نسبت به تمامِ کارهای قبلیش دست پیدا کرده بود. جاییکه اون آرتیست های جدیدی رو به افترمث وارد و به دنیا معرفی کرد و روی یک افکتِ شنیدنی به دنیا یک دِرِی جدید اما همون خشونتِ همیشگی رو نشون داد و در آخر هم با تمام خاطراتش در طول اینهمه سال حرف زد!

صحبت درباره آندِرِی یانگ زیاده اما طولانی شدنِ مطلب، دست ما رو میبنده. جمله پایانی؛ به امید قدردانیِ تمام مخاطبان هیپ هاپ به اسطوره ها؛ مخصوصا وقتی که هنوز زنده ان..

دانلود آلبوم ها:

Download N.W.A. and The Posse EP 1987

Download Straight Outta Compton 1989

Download 100 Miles and Running EP 1990

Download Niggaz4Life 1991

Download The Chronic 1992

Download Dr. Dre Presents The Aftermath 1996

Download 2001 1999

امیدواریم که از این مطلب نهایت لذت رو برده باشید

..اسفند ۹۶..

نویسندگان: The SKepTiKanS

It\\'s only fair to share...Share on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedInPin on PinterestShare on TumblrPrint this pageEmail this to someone

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *